تبلیغات
مسجد آیت الله مرعشی اهواز
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

مسجد مرعشی واقع در خیابان سلمان فارسی (نادری) خیابان شهید موسوی (حافظ) میباشد.
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
ashoura ,  ashoora ,  shia ,  ashuora ,  ashura ,  moharram , 
*برای مشاهده تاریخچه مسجد و زندگی نامه آیت الله سید محمود مرعشی اینجا کلیک کنید.

*برای مشاهده زندگینامه شهید علم الهدی
اینجا کلیک کنید.



موضوع :
برنامه های مسجد , 

امیال مادی مانند میل به خوراک در یک حد خاص اشباع شده، از بین می‌روند. مثلا هنگامی‌که انسان میل به خوراک پیدا می‌کند پس از آن‌که مقداری غذا خورد سیر شده، دیگر رغبتی به غذا ندارد و گاه تنفر هم پیدا می‌کند. در برابر، امیال روحی مانند میل به ریاست این‌گونه نبوده، هیچ‌گاه اشباع نمی‌شوند. میل به ریاست از اوایل سنین کودکی در انسان ظهور پیدا می‌کند که تجلی آن را می‌توان در بازی کودکان مشاهده کرد. معمولا کودکان و نوجوانان هنگام بازی علاقه دارند که سرتیم باشند. این میل در برخی کودکان به صورت شدیدتری دیده می‌شود به طوری که اگر رئیس دیگر کودکان نباشند اصلا بازی نمی‌کنند. این میل نوعی میل به ریاست است که از این‌جا شروع شده، به تدریج رشد می‌کند. گاه به جایی می‌رسد که اگر اختیار کره زمین را هم به دست او بدهند باز قانع نمی‌شود و در اندیشه تسخیر سایر کرات آسمانی است. میل به زیبایی و میل به حیات جاودانه نیز از امیال روحی است. در باره این‌گونه امیال و خصوصیات آن‌ها باید بیشتر اندیشید.

یكى از غرایز خدادادى در ساختمان وجودى انسان، غریزه جنسى است كه نیرومندترین و ریشه‏دارترین غریزه آدمى است و در صورت كنترل آن، مى‏تواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، موجبات و امنیت روانى انسان‏ها را فراهم كند. در قوانین اسلام، براى استفاده درست از این غریزه حیاتى، مكانیسم‏هاى گوناگونى مطرح شده است كه حجاب و وجود حریم بین زن و مرد، یكى از راهكارهاى مهم آن است. بدون شك، نبودن حریم بین زن و مرد و آزادى معاشرت‏هاى تعریف نشده و بى‏بندوبار (با آرایش‏هاى گوناگون)، هیجان‏ها و التهاب‏هاى جنسى را فزونى مى‏بخشد و تقاضاى برهنگى را به صورت یك عطش روحى و یك خواست سیرى‏ناپذیر درمى‏آورد. اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه كامل داشته و تدابیر زیادى براى تعدیل و رام كردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم براى زنان و هم براى مردان، تكالیف خاصى معین كرده است. وظیفه مشترك زن و مرد این است كه چشم خویش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوت‏آمیز بپرهیزند؛ اما زنان - به خاطر جاذبه‏هاى بیش‏تر - وظیفه خاصى دارند و آن این كه بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و در اجتماع با آرایش‏هاى تحریك‏آمیز، ظاهر نشوند و به جلوه‏گرى و دلربایى نپردازند تا زمینه انحراف مردان و به ویژه جوانان فراهم نشود. از طرف دیگر با سفارش اكید به ازدواج ، این غریزه طغیان گر را در قالب خانواده كنترل می كند و همین غریزه طغیان گر افسار زده شده ، وسیله ای برای تعالی و تعامل شایسته زن و شوهر و نظام خانواده و به تبع آن جامعه می شود.

اگر در جوامع غربی مردان ظاهراً به نوع پوشش زنان بی توجه هستند در واقع غریزه (سیری ناپذیر) مردها اشباع نشده، بلکه آنچه رخ داده این است که آستانه رضایتمندی آنها بالا رفته است در واقع رابطه جنسی برقرار می شود بدون اینکه فرد کاملا ارضا شود. انسان غربی هر چه در ارضاء این غریزه پیش رفت این میل متوقف نشد؛ به جایی رسیدند که دیگر زن برای مرد کافی نبود و به همجنس گرایی روی آورد تا آن جایی که این کار وجهه قانونی نیز پیدا کرد. پس از آن به ارتباط جنسی با حیوانات روی آوردند سپس به ارتباط جنسی با اشیاء، و اکنون نمی دانند با این غریزه سرکش چه کنند، یعنی در واقع روز به روز آستانه تحریک پذیری انسان غربی بالاتر رفت ولی به آرامش نرسید.
-
اگر بر فرض مرد با این آزادی ها سیر شود آن جامعه ای به یک جامعه بیمار تبدیل شده که در آن ازدواجی رخ نخواهد داد.

نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه‏اى مستقیم با تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد دارد.
در تحقیقات علمى در مورد فیزیولوژى و نیز روان‏شناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّک‏هاى چشمىِ شهوت‏انگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایى زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعى قادر به دیدن است، از سوى دیگر ترشّح هورمون‏ها در مرد صورتى یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتى گسترده تحت تأثیر محرّک‏هاى شهوانى قرار مى‏گیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّک‏هاى حسى پاسخ مى‏دهند. حس لامسه بروز زیادى ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است.
از این گذشته چون هورمون‏هاى جنسى زن به صورت دوره‏اى ترشح مى‏شوند و به طور متفاوت عمل مى‏کنند، تأثیر محرّک‏هاى شهوانى بر زن صورتى بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است.
با توجه به مطالب فوق مى‏توان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلّى و اساسى ریشه گرفته است. اسلام مى‏خواهد انواع التذاذهاى جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها براى کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربى که حضور در جامعه را با لذت جویى جنسى به هم مى‏آمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسى را به هم مى‏ریزد.
اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و براى تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ضابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسى است که آثار شوم آن بر کسى پوشیده نیست.

 

عادی شدن بی‌حجابی و از بین رفتن حساسیت مردان نسبت به برهنگی زنان آثار بسیار شومی در روابط جنسی به جای می گذارد. وقتی حساسیت جنسی نسبت به زنان از بین برود نیازهای جنسی شكلی انحرافی و بیمار گونه به خود می گیرند و به شكل های تنفرانگیز و در بسیاری از موارد خطرسازی تبدیل می شوند. گرایش به تجاوز به عنف، سكس همراه خودآزاری، سكس همراه با دگرآزاری، رابطه با حیوانات، رابطه با كودكان و محارم و ده ها انحراف جنسی دیگر از جمله نتایج مرسوم چشم و دل سیری مردان و زنان از یك دیگر است.
آنچه در این فرایند اتفاق می افتد از بین رفتن حساسیت نسبت به همسر از یك سو و شعله‌ور شدن آتش تنوع‌طلبی روانی از سوی دیگر است. امروزه در كشورهای غربی، یكی از بحران‌ها و مشكلات مهم، سرد مزاجی مردان است. این مشكلات گاه آن چنان عمیق است كه زنان متمول و متعلق به طبقه متوسط به خاطر آنكه از لحاظ جنسی ارضا نمی‌شوند به برخی از كشورهای آفریقایی می روند و با صرف هزینه‌های زیادی، نیاز خود را بوسیله جوانان آفریقایی بر طرف می‌كنند. در كشورهای غربی، دولت‌ها از انواع روش‌ها برای تقویت تمایل جنسی همسران استفاده می كنند. سردمزاجی مردان مشكل مهمی در این‌گونه كشورهاست. حتی در برخی از كشورها دولت در ساعات پایانی شب انواع فیلم های پورنو (غیر اخلاقی) را در تلویزیون به نمایش می‌گذارد تا شاید زنان و مردان با دیدن این‌گونه فیلم‌ها تحریك شده و بتوانند رابطه‌ی جنسی كوتاهی داشته باشند. مسلما سردی روابط عاطفی به سست شدن بنیان‌های زندگی مشترك می‌انجامد این مسأله موجودیت خانواده را دچار مخاطره‌های جدی كرده است. علت این سردی جنسی و در پی آن سردی عاطفی، حضور انبوه كالاهای جنسی در كوچه و خیابان است. بی‌حجابی و بی‌بندوباری زنان همچنین یكی از مهم‌ترین عوامل روابط نامشروع در جامعه است كه خود مسئله ای طولانی، مهم و قابل توجه به شمار می‌رود.

اما در رابطه با شبهه منع کردن و افزایش تحریک و حرص، دو پاسخ وجود دارد، ایجابی و سلبی پاسخ ایجابی اینکه آیا واقعاً برداشتن منع موجب کم شدن تحریک می شود؟ و پاسخ سلبی؛ آیا واقعاً در جوامع غربی تحریک وجود ندارد؟

در پاسخ به سؤال اول(ایجابی) باید گفت: نمی توان گفت که منع موجب تحریک نمی شود. البته منع مقداری تحریک با خودش می آورد، اما آیا هرجا این منع برداشته شود تحریکاتش هم برداشته می شود این محل بحث است. شهید مطهری در این رابطه می گوید نیازهای ما دو سنخ است محدود مثلاً خوردن و نامحدود مثل جاه طلبی، غریزه جنسی و ... که نیازهای نامحدود انسان هستند.

در جواب پاسخ دوم نیز باید گفت: در جوامع غربی نیز تحریک وجود دارد. مرد غربی که در روز هزاران زن بی حجاب می بیند، هنوز غریزه اش اشباع نمی شود. باز می خواهد زن دیگری را ببیند برای این کار تبلیغات گسترده ای انجام می دهند به طوری که کاری می کنند که با اینکه کسی نیاز به آن جنس نداشته باشد ولی تحریک شود که جنسی را که یک زن می فروشد یا تبلیغ می کند، بخرد. در غرب اکثر فروشنده ها را زن انتخاب می کنند. در واقع می توان گفت مردان غربی نیز تحریک می شوند. چون آمار بالای تجاوز با وجود آزادی این مورد را تأیید می کند. ولی در جاهایی به علت شخصیت و موقعیت اجتماعی و ...خود را حفظ می کنند. بالای 80 درصد استفاده از اینترنت صرف امور جنسی می شود. و این 80 درصد هم افرادی هستند که افراد با شخصیت و با شأن اجتماعی بالا هستند.

جوامع غربی با برداشتن منع دو ضرر کرده اند: یکی اینکه تحریک را به معنای عمومی کم نکرده اند اما به معنای فردی کم شده است و این به آن معناست که لذت افراد در روابط کمتر شده است. و همین باعث تضعیف خانواده در غرب شده است.


ashura
ترکیب بند معروف محتشم کاشانی

در رثای حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) و شهیدان کربلا

 

باز این چو شورش است كه در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است‏
باز این چه رستخیز عظیم است كز زمین
بى نفح صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از كجا كزو
كار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع مى‏كند از مغرب آفتاب
كاشوب در تمامى ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست‏
این رستخیز عام كه نامش محرم است
درباره گاه قدس كه جاى ملال نیست
سرهاى قدسیان همه بر زانوى غم است
جن و ملك بر آدمیان نوحه مى‏كنند
گویا عزاى اشرف اولاد آدم است‏
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پرورده كنار رسول خدا حسین‏

 

***************


كشتى شكست خورده طوفان كربلا
در خاك و خون طبیده میدان كربلا
گر چشم روزگار برو زار مى‏گریست
خون مى‏گذشت از سر ایوان كربلا
نگرفت دست دهر گلابى بغیر اشك
ز آن گل كه شد شگفته به بستان كربلا
از آب هم مضایقه كردند كوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان كربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و میمكید
خاتم ز قحط آب سلیمان كربلا
زان تشنگان هنوز بعیوق مى‏رسد
فریاد العطش ز بیابان كربلا
آه از دمى كه لشكر اعداد نكرد شرم
كردند رو بخیمه سلطان كربلا
آندم فلك بر آتش غیرت سپند شد
كز خوف خصم در حرم افغان بلند شد

 

***************

كاش آنزمان سرادق گردون نگون شدى‏
وین خر گه بلند ستون بى ستون شدى‏
كاش آنزمان درآمدى از كوه تا بكوه
سیل سیه كه روى زمین قیر كون شدى‏
كاش آنزمان ز آه جهان سوز اهلبیت‏
یك شعله برق خرمن گردون دون شدى‏
كاش آنزمان كه این حركت كرد آسمان
سیماب وار گوى زمین بى سكون شدى‏
كاش آنزمان كه پیكر او شد درون خاك‏
جان جهانیان همه از تن برون شدى‏
كاش آنزمان كه كشتى آل نبى شكست
عالم تمام غرقه دریاى خون شدى‏
آن انتقام گرنفتادى بروز حشر
با این عمل معامله دهر چون شدى‏
آل نبى چو دست تظلم برآورند
اركان عرش را به تلاطم درآورند

 

***************


برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا بسلسله انبیا زدند
نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتى كه بر سر شیر خدا زدند
آن در كه جبرئیل امین بود خادمش‏
اهل ستم به پهلوى خیرالنسا زدند
بس آتشى ز اخگر الماس ریزه‏ها
افروختند و در حسن مجتبى زدند
وانگه سرادقى كه ملك محرمش نبود
كندند از مدینه و در كربلا زدند
و ز تیشه ستیزه در آن دشت كوفیان
بس نخلها ز گلش آل عبا زدند
پس ضربتى كزان جگر مصطفى درید
برحلق تشنه خلف مرتضى زدند
اهل حرم دریده گریبان گشوده مو
فریاد بر در حرم كبریا زدند
روح الامین نهاده بزانو سر حجاب‏
تاریك شد زدیدن آن چشم آفتاب‏

 

***************


چون خون ز حلق تشنه او بر زمین رسید
جوش از زمین بذروه عرش برین رسید
نزدیك شد كه خانه ایمان شود خراب‏
از بس شكستها كه باركان دین رسید
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان زغبار زمین رسید
باد آن غبار چون بمزار نبى رساند
گرد از مدینه بر فلك هفتمین رسید
یكباره جامه درخم گردون به نیل زد
چون این خبر بعیسى گردون نشین رسید
پر شد فلك زغلغله چون نوبت خروش
از انبیا بحضرت روح الامین رسید
كرد این خیال و هم غلط كاركان غبار
تا دامن جلال جهان آفرین رسید
هست از ملال گرچه برى ذات ذوالجلال‏
او در دلست و هیچ دلى نیست بیملال‏

 

***************


ترسم اجزاى قاتل او چون رقم زنند
یكباره بر جریده رحمت قلم زنند
ترسم كزین گناه شفیعان روز حشر
دارند شرم كز گنه خلق دم زنند
دست عتاب حق بدر آید ز آستین
چون اهلبیت دست در اهل ستم زنند
آه از دمى كه با كفن خون چكان ز خاك
آل على چو شعله آتش علم زنند
فریاد از آن زمان كه جوانان اهلبیت
گلگون كفن بعرصه محشر قدم زنند
جمعى كه زد بهم صفشان شور كربلا
در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند
از صاحب حرم چه توقع كنند باز
آن ناكسان كه تیغ به صید حرم زنند
پس برسنان كنند سریرا كه جبرئیل‏
شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل‏

 

***************

روزى كه شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سر برهنه بر آمد ز كوهسار
موجى بجنبش آمد و برخاست كوه كوه
ابرى ببارش آمد و بگریست زار زار
گفتى تمام زلزله شد خاك مطمئن
گفتى فتاد از حركت چرخ بیقرار
عرش آنزمان بلرزه در آمد كه چرخ پیر
افتاد در گمان كه قیامت شد آشكار
آن خیمه‏اى كه گیسوى حورش طناب بود
شد سرنگون زباد مخالف حباب وار
جمعى كه پاس محملشان داشت جبرئیل‏
گشتند بى عمارى محمل شتر سوار
با آنكه سر زد آن عمل از امت نبى
روح الامین زروح نبى گشت شرمسار
و انگه ز كوفه خیل الم روبشام كرد
نوعیكه عقل گفت قیامت قیام كرد

 

***************


بر حربگاه چون ره آن كاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فكند
هم گریه بر ملایك هفت آسمان فتاد
هر جا كه بود آهوئى از دشت پا كشید
هر جا كه بود طایرى از آشیان فتاد
شد وحشتى كه شور قیامت بباد رفت
چون چشم اهلبیت بر آن كشتگان فتاد
هر چند بر تن شهدا چشم كار كرد
بر زخمهاى كارى تیغ و سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیكر شریف امام زمان فتاد
بى اختیار نعره هذا حسین زو
سر زد چنانكه آتش از و در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول
رو در مدینه كرد كه یا ایها الرسول‏

 

***************


این كشته فتاده بهامون حسین تست‏
وین صید دست و پا زده در خون حسین تست‏
این نخل‏تر كز آتش جان سوزتشنگى‏
دود از زمین رسانده بگردون حسین تست‏
این ماهى فتاده بدریاى خون كه هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین تست‏
این غرقه محیط شهادت كه روى دشت
از موج خون او شده گلگون حسین تست‏
این خشك لب فتاده دور از لب فرات‏
كز خون او زمین شده جیحون حسین تست‏
این شاه كم سپاه كه با خیل اشگ و آه
خرگاه زین جهان زده بیرون حسین تست
این قالب طپان كه چنین مانده بر زمین
شاه شهید ناشده مدفون حسین تست
چون روى در بقیع بزهرا خطاب كرد
وحش زمین و مرغ هوا را كباب كرد

 

***************


كاى مونس شكسته دلان حال ما ببین
ما را غریب و بیكس و بى آشنا ببین
اولاد خویش را كه شفیعان محشرند
در ورطه عقوبت اهل جفا ببین
در خلدبر حجاب دو كون آستین فشان‏
و اندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین
نى نى ورا چو ابر خروشان به كربلا
طغیان سیل فتنه و موج بلا ببین
تنهاى کشتگان همه در خاك و خون نگر
سرهاى سروران همه بر نیزه‏ها ببین‏
آن سر كه بود بر سر دوش نبى مدام
یك نیزه‏اش زدوش مخالف جدا ببین‏
آن تن كه بود پرورشش در كنار تو
غلطان بخاك معركه كربلا ببین
یا بضعة الرسول ز ابن زیاد، داد
كو خاك اهلبیت رسالت بباد داد

 

***************


خاموش محتشم كه دل سنگ آب شد
بنیاد صبر و خانه طاقت خراب شد
خاموش محتشم كه از ین حرف سوزناك‏
مرغ هوا و ماهى دریا كباب شد
خاموش محتشم كه از ین شعر خونچكان‏
در دیده اشگ مستمعان خون ناب شد
خاموش محتشم كه از ین نظم گریه خیز
روى زمین با شگ جگرگون كباب شد
خاموش محتشم كه فلك بسگه خون گریست‏
دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد
خاموش محتشم كه بسوز تو آفتاب‏
از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد
خاموش محتشم كه ز ذكر غم حسین‏
جبریل را زروى پیمبر حجاب شد
تا چرخ سفله بود خطائى چنین نكرد
بر هیچ آفریده جفائى چنین نكرد

 

***************


اى چرخ غافلى كه چه بیداد كرده‏اى‏
وزكین چه‏ها در ین ستم آباد كرده‏اى‏
بر طعنت این بس است كه با عترت رسول‏
بیداد كرده خصم و تو امداد كرده‏اى‏
اى زاده زیاد نكرده است هیچ گه
نمرود این عمل كه تو شداد كرده‏اى‏
كام یزید داده‏اى از كشتن حسین
بنگر كه را به قتل كه دلشاد كرده‏اى
بهر خسى كه بار درخت شقا وتست
در باغ دین چه با گل و شمشاد كرده‏اى‏
با دشمنان دین نتوان كرد آنچه تو
با مصطفى و حیدر و اولاد كرده‏اى‏
حلقى كه سوره لعل لب خود نبى برآن
آزرده‏اش به خنجر بیداد كرده‏اى‏
ترسم تو را دمى كه به محشر برآورند
از آتش تو رود به محشر درآورند

دیوان محتشم كاشانى




برچسب ها :
ashoora ,  ashura ,  ashoura ,  ashuora ,  moharram ,  shia , 

موضوع :
مطالب مناسبتی , 

ashura

کوتاه کن کلام ... بماند بقیه اش، مرده است احترام ... بماند بقیه اش// از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود، آن هم نشد حرام ... بماند بقیه اش// هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت، آمد به انتقام ... بماند بقیه اش// شمشیرها تمام شد و نیزه ها تمام، شد سنگ ها تمام... بماند بقیه اش// گویا هنوز باور زینب نمی شود، بر سینه ی امام؟ ... بماند بقیه اش// پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته، در بین ازدحام... بماند بقیه اش// راحت شد از حسین همین که خیالشان، شد نوبت خیام....بماند بقیه اش//

رو کرد در مدینه که یا ایهاالرسول، یافاطمه! سلام ... بماند بقیه اش//از قتلگاه آمده شمر و ز دامنش، خون علی الدوام ... بماند بقیه اش//سر رفت آه، بعد هم انگشت رفت، کاش، از پیکر امام ... بماند بقیه اش//بر خاک خفته ای و مرا می برد عدو،من میروم به شام ...بماند بقیه اش//دلواپسم برای سرت روی نیزه ها، از سنگ پشت بام ...بماند بقیه اش//دلواپسی برای من و بهر دخترت، در مجلس حرام ...بماند بقیه اش//حالا قرار هست کجاها رود سرش،از کوفه تا به شام ... بماند بقیه اش..... التماس دعا

افسران - حجاب افتخار من است زیرا...

1- دوستی خداوند متعال را در پی دارد؛
2- پیروی از اهل بیت علیهم السلام می باشد؛
3- حجاب مانع گناه است؛
4- مصونیت و امنیت می آورد؛
5- عظمت و بزرگی دارد؛
6- امنیت فردی زن را تأمین می کند؛
7- امنیت روانی خانواده و جامعه را تضمین می کند؛
8- تقویت نظام خانواده را در پی دارد؛
9- نا امیدی شیطان را به دنبال دارد.

حجاب دژ مستکحم الهی است برای ریحانه الهی و محدودیت است برای قهرمانانی که در جامعه مشغول جهادند.محدودیتی که برایشان نعمت است.

افسران - توجه توجه توجه ...

افسران - دیروز به دنبال گمنامی بودیم و امروز به دنبال کسب نام

دیروز از هرچه بود گذشتیم
امروز از هرچه بودیم !
آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز.

افسران - دخیلک یا ابالحسن...

توی شعرش به حضرتِ مادر (س) شکایت آورده بود که قبور بچّه‌های شما چرا این‌همه پراکنده‌اند؟!...
شعرِ دعبل را که شنید، اشک‌هاش جاری شد...
بعد گفت: «دعبل! می‌خواهی یکی دو بیت هم من اضافه کنم که قصیده‌ات تمام بشود، کامل بشود؟»
دعبل با اشتیاق گفت: «بله یا بن رسول الله»!
شروع کردند بداهه سرودن: «و قبرٌ بطوسٍ یا لها مِن مصیبه/ الحّت عَلی الاحشاء بالزّفرات/
الی الحشرِ حتّی یبعثُ الله قائماً/ یفرّج الهمّ عناّ الهمّ والکرباتِ»...
دعبل عجیب و غریب آقا را نگاه کرد، قبری از اهل بیت توی طوس سراغ نداشت...
سلام بر خورشید آسمان فقاهت و ولایت. سلام بر ولی نعمت ما. سلام بر مونس دل غم زده ی ما...
سلام بر آقایی که سریر خلافت برای او بی ارزش و با غلامان بر سر یک سفره نشستن برایش دلنشین تر است...
سلام بر کسی که عشاق شیدای او، در حریم امن او «حجّ» فقرا به جا می آورند...
آقا جان! نیازم را می دانی؛ سرشارم کن...


کفتار ها و لاشخور ها بر خلاف شیر ها عرضه ندارند به یک شکار زنده حمله کنند صبر می کنند لاشه ای پیدا شود حلقه می زنند ، آن را تکه تکه می کنند و می خورند .



- سلمان را خدمت پیامبر فرستادند تا برایشان غذا بیاورد . پیامبر هم سلمان را نزد اسامه فرستاد تا غذا بگیرد ، اسامه گفت : اکنون چیزی ندارم که به تو بدهم . سلمان نزد آن ها برگشت .

- چرا غذا نیاوردی ؟

- خدمت پیامبر رسیدم و ایشان مرا نزد اسامه فرستاد و او گفت الآن چیزی ندارم .

- اسامه بخل ورزید و غذا نداد ، و اگر سلمان را به سراغ چاه آب هم بفرستیم آب فروکش خواهد کرد و خشک خواهد شد .

- پیامبر مطلع شد و به آن ها فرمود : من آثار خودن گوشت را بر دهان شما می بینم .

- اما امروز ما گوشت نخورده ایم .

- گوشت سلمان و اسامه را می خوردید .

امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند : غیبت کردن کار شخص ناتوان و عاجز است .

رسول خدا (ص) فرمود : در شب معراج مردمی را دیدم که چهره های خود را با ناخن هایشان می خراشند . ای جبرئیل این ها کیستند؟ این ها کسانی هستند که از مردم غیبت می کردند و آبرویشان را می بردند .

روزهای جمعه برای تفریح با طلاب از شهر خارج می شدند . اما قبل از حرکت شرط می کرد : اولا نماز را اول وقت بخوانیم ، ثانیا غیبت کسی نشود .

سفرهای تفریحی نیازمند چنین شروطی هستند . به امام راحل تأسی کنیم و هر وقت خواستیم با دوستان به جایی برویم شرط کنیم نماز را اول وقت بخوانیم و غیبت کسی نشود .

مصادیق آشکار و نهان غیبت :

1- به نظر تو با جواد هم مباحثه بشوم ؟ جواد خیلی با سواد است اما غیبتش نشود ، نظم ندارد .

2- با علیرضا رفته بودیم کوه عجب آدم خسیسی است . حالا پیش من غیبت او را نکن . باور کن راست می گویم ، می خواستیم از تاکسی پیاده شویم ....

3- حامد می خواهد نماینده ی انجمن شود . خدا را شکر که ما دنبال ریاست نیستیم . (کنایه )

4- مسعود عرضه ی انجام این کار ها را ندارد . داری غیبت می کنی ها . پیش رو خودش هم گفته ام .

و مصادیق بسیاری که اگر در زندگی روزمره ی خود دقت کنیم می فهمیم که همه اش غیبت و پشت سر مردم حرف زدن است .

هشدار نسبت به فریب دیگر شیطان : غیبت فقط به واسطه زبان نیست بلکه غیر از گفتار ، به وسیله ی نوشتن و ایماء و اشاره و حرکت چشم و دیگر اعضا و هر چیزی که مفهوم را برساند نیز محقق می شود .

از عایشه روایت شده که روزی زنی کوتاه قد نزد ما آمد ، وقتی برگشت من با دست به کوتاهی قدش اشاره کردم حضرت رسول فرمود : غیبتش را کردی .

یکی از شیخین به دیگری گفت : فلانی پر خواب است ، سپس از رسول اکرم ، سفره خواستند که از آن نان بخورند . حضرت فرمود : خوراک خود را خوردید .

یادمان نمی آید . بلی گوشت رفیقتان را خوردید .

خداوند وحی کرد به حضرت موسی که غیبت کننده اگر توبه کرد و نادم و پشیمان شد بعد از همه داخل بهشت می شود و اگر توبه نکرد پیش از همه داخل جهنم می شود .

- نشستن در مسجد به انتظار نماز ، عبادت است تا پدیده ای پیش نیاید .

- یا رسول الله آن پدیده چیست ؟

- غیبت .

این موضوع خیلی شایع است که عده ای می روند سراغ فرد غیبت شده و می گویند ما را حلال کن . غیبت تو را کردم . درمتون دینی و اخلاقی توصیه ای به این حلالیت طلبی مشاهده نمی شود . بهتر است برای آن فرد و البته برای خودمان استغفار کنیم . این همه آیه و حدیث و حکایت در زشتی غیبت . آیا قرار است اثر کند یا نه ؟ پس کو ؟ پس کی ؟

تصمیم بگیرید و نیروهای خود را جمع و متمرکز کنید که یک روز غیبت نکنید . انشاءالله و به یاری خدا خواهید توانست .





افسران - قرآن بخوانید ...

افسران - رابطه با آمریکا اری یا خیر؟

افسران - دو جمله ی زیبا از دو رئیس جمهور کشورمان ...

افسران - ایا انسان نمی داند که خدا اورا می بیند

امام خامنه‌ای عزیز رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (پنجشنبه) به‌مناسبت هفته دفاع مقدس و روز تجلیل از شهیدان و ایثارگران، پیامی صادر کردند.

متن این پیام که همزمان با مراسم غبار روبی، عطرافشانی و گلباران مزار شهیدان در سراسر کشور از سوی حجت الاسلام و المسلمین شهیدی محلاتی نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران در گلزار شهدای بهشت زهرای تهران قرائت شد، بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

بزرگداشت شهیدان و تکریم نام آن بزرگمردان، بیش از خود آنان، ملتی را که این گوهرهای ناب را در درون خود پرورانده است، سرافراز می‌سازد.

ما با این تکریم، منتّی بر آنان نداریم؛ آنانند که با درخشش خود، ما را سرافراز و درخشان کردند و بر ما منت نهادند.

ملت ایران با فداکاری شهیدانش و با صبر و پایداری آزادگان و جانبازانش، و با گذشت و بزرگواری خاندانهای آنان، توانست خود را به قله‌های عزت برساند و راه روشن خود به سوی آینده را بگشاید.

سلام خداوند و فرشتگان و پاکان عالم بر شهیدان و جانبازان و آزادگان و خانواده های صبور و فداکار آنان.

سید علی خامنه‌ای

4/مهر/1392
افسران - شهید گمنام ...
حضرت محمد صلی الله علیه و آله :
خوشا به حال آن بنده ای گمنام که خدا او را بشناسد و مردم او را نشناسند ...



تعداد صفحات : 7

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |